رواح . [ رَ ] (اِخ ) اسم موضعی است . (معجم البلدان ).
رواح. [ رَ ] ( ع مص ) شبانگاه شدن به جایی یا کاری کردن در آن. ( از منتهی الارب ). آمدن و رفتن در شامگاهان و کار کردن در آن و آن خلاف غُدُوّ است و مطلقاً به معنی آمد و شد نیز بکار رود. ( از اقرب الموارد ). سیر کردن در شبانگاه و این معنی اصل است و توسعاً رفتن و گشتن را گویند در هر زمان که باشد. ( از معجم ...
فرهنگ عمید
شبانگاه، سر شب، اول شب، از وقت زوال تا شب.
فرهنگ معین
(رَ ) [ ع . ] ۱ - (اِ. ) اول شب . ۲ - (مص ل . ) شبانگاه شدن .
فرهنگ فارسی
۱ - ( اسم ) از وقت زوال تا شب اول شب . ۲ - شبانگاه . ۳ - ( مصدر ) شبانگاه شدن . اسم موضعی است