کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه روابط | کلماتور
معانی کلمه : روابط
تلفظ بین المللی :
/ravˈɑbet/
تلفظ :
[Rav'Abet]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
کلمات مرتبط
روابط اجتماع
روابط خطی انرژی حلاّل پوشی
روابط حسنه
روابط عمومی
روابط خارجی
روابط خطرناک
روابط شییی
روابط خطی انرژی حلال پوشی
روابط افغانستان و ترکمنستان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
لغت نامه دهخدا
روابط. [ رَ ب ِ ]( ع اِ ) ج ِ رابطة. ( غیاث اللغات ) ( دزی ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به رابطة شود. || در اصطلاح فارسی زبانان ، ارتباط. رفت و آمد. مراوده. معاشرت. آمیزش.
فرهنگ عمید
رابطه#NAME?
= رابطه
فرهنگ معین
(رَ بِ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ رابطه ، پیوندها، پیوستگی ها.
فرهنگ فارسی
جمع رابطه
( اسم ) جمع رابطه پیوندها پیوستگیها : [[ بین دو دولت روابط بازرگانی برقرار شد ]] .
مترادف و متضاد
term
(اسم)
دوره، شرط، لفظ، مهلت، مدت، هنگام، اصطلاح، شرایط، نیمسال، جمله، روابط، میعاد، دوره انتصاب، ثلث تحصیلی
فرهنگ فارسی ساره
پیوندها
کلمات مرتبط
روابط اجتماع
روابط خطی انرژی حلاّل پوشی
روابط حسنه
روابط عمومی
روابط خارجی
روابط خطرناک
روابط شییی
روابط خطی انرژی حلال پوشی
روابط افغانستان و ترکمنستان
نظرات