کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه رو-یبضه | کلماتور
معانی کلمه : رو یبضه
تلفظ بین المللی :
/rˈu jˈabzeː/
تلفظ :
[R'u j'abze:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
رویبضه
الرویضه حماه
رویبه
رویضه ادلب
ناحیه رویبه
رو
رو افتادن
رو امدن
رو انداختن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( رویبضة )
رویبضة. [ رُ وَ ب ِ ض َ ] ( ع اِ مصغر ) مصغر رابضة. ( ناظم الاطباء ). مرد حقیر و عاجز و از طلب معالی امور بازمانده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به رابضة شود.
فرهنگ فارسی
مصغر را بضه . مرد حقیر و عاجز و از طلب معالی امور باز مانده .
کلمات مرتبط
رویبضه
الرویضه حماه
رویبه
رویضه ادلب
ناحیه رویبه
رو
رو افتادن
رو امدن
رو انداختن
نظرات