کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه رو-تافتن | کلماتور
معانی کلمه : رو تافتن
تلفظ بین المللی :
/rˈu tˈɑftan/
تلفظ :
[R'u t'Aftan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
رو
رو افتادن
رو امدن
رو انداختن
رو اوردن
رو باختن
رو باز کردن
رو بازگشادن
رو بازی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
رو تافتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) پشت کردن. چهره رابسوی دیگر متوجه کردن. روی برگردانیدن :
آفتاب آمد دلیل آفتاب
گر دلیلت باید از وی رو متاب.
مولوی.
ره این است رو از حقیقت متاب.
سعدی ( بوستان ).
|| گریختن. فرار کردن.
فرهنگ فارسی
پشت کردن چهره را بسوی دیگر متوجه کردن
کلمات مرتبط
رو
رو افتادن
رو امدن
رو انداختن
رو اوردن
رو باختن
رو باز کردن
رو بازگشادن
رو بازی
نظرات