کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : رو بزوال گذاردن
تلفظ بین المللی :
/rˈu bezavˈɑl ɡˌozɑrˈadan/
تلفظ :
[R'u bezav'Al g,ozAR'adan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
یه بال رو
دل اونی رو که بخواد می خوادش
روبزوال نهادن
روبزوال گذاشتن
روبروال ژیل
روبروال
ترازوی روبروال
روبروال کبک
ژیل دو روبروال
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
decline
(فعل)
خرد شدن، کاستن، رد کردن، خم شدن، خمیدن، سقوط کردن، صرف کردن، تنزل کردن، نپذیرفتن، شیب پیدا کردن، مایل شدن، رو بزوال گذاردن
کلمات مرتبط
یه بال رو
دل اونی رو که بخواد می خوادش
روبزوال نهادن
روبزوال گذاشتن
روبروال ژیل
روبروال
ترازوی روبروال
روبروال کبک
ژیل دو روبروال
نظرات