رهو. [ رُ ] (اِ) طرز و روش . || قاعده و قانون .(ناظم الاطباء) || پی و نشان . || سیاهی از دور. (ناظم الاطباء) (برهان ) (آنندراج ).
آهسته و نرم راه رفتن.
۱. طریقه؛ قاعده؛ روش.
۲. پی و نشان.
۳. در روایات، کوهی در سرندیب که آدم از بهشت بر آن کوه فرود آمد: ◻︎ به کوه رهو برگرفتند راه / چه کوهی بلندیش بر چرخ و ماه (اسدی: لغتنامه: رهو).