رهبری . [ رَ ب ُ ] (حامص مرکب ) راه بُری . رجوع به راه بری شود.
رهبری . [ رَ ب َ ] (حامص مرکب ) راهبری . دلالت و هدایت و راهنمایی و ارشاد. (ناظم الاطباء) : هرکه را رهبری کلاغ کندبیگمان دل به دخمه داغ کند. عنصری .کسی را کند سجده دانا که یزدان گزیدستش از خلق مر رهبری را. ناصرخسرو.راهبر تو چو یکی گمرهست از تو نیابد دگری رهبری . ناصرخسرو.رجوع به راهبری شود....
فرهنگ عمید
۱. راهنمایی، هدایت. ۲. (سیاسی ) دارندۀ بالاترین مقام در جمهوری اسلامی ایران، رهبر.
فرهنگ معین
(رَ بَ ) (حامص . ) راهبری .
فرهنگ فارسی
عمل راهبر هدایت ارشاد . دلالت و هدایت و راهنمایی و ارشاد
دانشنامه عمومی
رهبری به عنوان «فرایند تأثیر اجتماعی که یک شخص می تواند کمک و حمایت دیگران برای انجام یک وظیفهٔ عمومی را برآورد» توصیف شده است، اگرچه تعاریف جایگزین نیز برای رهبری وجود دارد.wiki: موسیقی است که به مدیریت اجرای قطعاًت موسیقی با استفاده از حرکات قابل مشاهدهٔ دست گفته می شود. وظیفهٔ اصلی رهبر هماهنگ کردن نوازندگان، تنظیم سرعت اجرا، آماده سازی و اجرای ضربات است. کار رهبر بدقت گوش سپردن به موسیقی نوازن...
نقل قول
رهبری توانایی برای نفوذ و ایجاد انگیزه در افراد برای انجام کاری که دستیابی به اهداف را ممکن می سازد.• «از پیشوا و راهنما، مساوات و عدالت خواسته شده است؛ اگر سخنی گفت راست باشد، اگر حُکم نمود عادل باشد، و نسبت به وعده هایش وفا نماید.» الدّرّة الباهرة، ص 37 -> علی رضا• «برای هیچ رهبر سیاسی و مذهبی، اتصال به یک جبهه خاص درست نیست... رابطه خاص، مخالف مصالح است.» -> سید روح الله خمینیwikiquote: رهبری...