معانی کلمه : رنگینان
لغت نامه دهخدا
رنگینان. [ رَ ] ( اِ ) شفترنگ. ( فرهنگ اسدی ) ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). تالانک. ( فرهنگ اسدی ). میوه ای است شبیه به شفتالو. ( از برهان قاطع ). نوعی است از شفتالو. ( آنندراج ). شلیل. شلیر :
هست پروین چو دسته ٔنرگس
همچو بنات نعش رنگینان.
هست پروین چو دسته ٔنرگس
همچو بنات نعش رنگینان.
فرهنگ عمید
شلیل#NAME?
= شلیل
فرهنگ فارسی
شفتررنگ، شلیل، شلیر
( اسم ) میوهایست شبیه شفتالو شفترنگ شلیل .
میوه است شبیه به شفتالو
( اسم ) میوهایست شبیه شفتالو شفترنگ شلیل .
میوه است شبیه به شفتالو
