کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه رنگ-شدن | کلماتور
معانی کلمه : رنگ شدن
تلفظ بین المللی :
/rˈanɡ ʃˈodan/
تلفظ :
[R'ang S'odan]
پیمایش سریع
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
رنگ برنگ شدن
رنگ پریده شدن
رنگ پریده شدن یا کردن
رنگ پریده یا سفید شدن
کم رنگ شدن
بصد رنگ شدن
رنگی شدن شعله ای
رگ برگ شدن
رنگی شدن
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
فرهنگ معین
( ~. شُ دَ ) (مص ل . ) (عا. ) فریب خوردن .
مترادف و متضاد
paint
(فعل)
رنگ کردن، نقاشی کردن، رنگ زدن، سرخاب مالیدن، نگارگری کردن، رنگ شدن
stain
(فعل)
رنگ کردن، چرک کردن، لکه دار کردن، زنگ زدن، رنگ شدن، رنگ پس دادن
کلمات مرتبط
رنگ برنگ شدن
رنگ پریده شدن
رنگ پریده شدن یا کردن
رنگ پریده یا سفید شدن
کم رنگ شدن
بصد رنگ شدن
رنگی شدن شعله ای
رگ برگ شدن
رنگی شدن
نظرات