کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه رمیز | کلماتور
معانی کلمه : رمیز
تلفظ بین المللی :
/rˈamiz/
تلفظ :
[R'amiz]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دِنای ماهواره ای ریز
ذو الرمیح
راهنمای ساختار ریزِ کار
رایانۀ رومیزی
رایز
رایزن
رایزنش
رایزنی
رشتۀ رمزگذار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
رمیز.
[ رُ م َ ] (ع اِ) چوب دستی . (منتهی الارب ). عصا. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة).
رمیز. [ رَ ] (ع ص ) بسیار جنبان . (منتهی الارب ). بسیارحرکت . (از اقرب الموارد). بسیارحرکت در فن خود. (از متن اللغة). || مرد بزرگ داشته . (منتهی الارب ). مبجَّل و معظم . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || خردمند. (منتهی الارب ). عاقل .(از اقرب الموارد). || اصیل . (م...
فرهنگ فارسی
چوب دستی عصا
کلمات مرتبط
دِنای ماهواره ای ریز
ذو الرمیح
راهنمای ساختار ریزِ کار
رایانۀ رومیزی
رایز
رایزن
رایزنش
رایزنی
رشتۀ رمزگذار
نظرات