رقم زدن. [ رَ ق َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) نوشتن. نگاشتن. نقش کردن. ( یادداشت مؤلف ). تحریر کردن : بخرد جامه بسیار به تخت و چو خریدنام زوار زند زود بر آن تخت رقم.فرخی.به شاپور آن ظن او را بد نیفتادرقم زد گرچه بر کاغذ نیفتاد.نظامی.طراز آفرین بستم قلم رازدم بر نام شاهنشه رقم را.نظامی.گر دیگری به شیوه حافظ زدی رقم مقبول طبع شاه هنرپرور آمدی.حافظ. || در بیت ذیل ظاهراً معنی رقم بطلان کشیدن و بی اعتبار ساخت...
فرهنگ معین
( ~. زَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل . )۱ - نوشتن . ۲ - نقاشی کردن .