رفیع. [ رُ ف َ ] (اِخ ) ابوالعالیه ٔ ریاحی تابعی است . (منتهی الارب ). رجوع به ابوالعالیه ٔ الریاحی شود.
رفیع. [ رَ ] (اِخ ) یا رفیع گنجوی .از شعرای قرن سیزدهم هجری قمری آذربایجان است . (دانشمندان آذربایجان ص 160 به نقل از حدیقة الشعراء).
(تلفظ: rafie) (عربی) افراشته ، مرتفع ، بلند ؛ (به مجاز) با اهمیت ، ارزشمند ، عالی .
بلند، مرتفع
بلندپایه، بلندقدر، جلیل، شامخ، منیع، والا
۱. بلند، مرتفع
۲. بلندپایه، بلندقدر، جلیل، شامخ، منیع، والا
افراشته، برجسته، بلند، والا