رفات. [ رُ ] ( ع ص ، اِ ) شکسته و از هم ریخته و ریزه ریزه. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). ریزه و شکسته هر چیزی. ( منتهی الارب ). شکسته هر چیزی. ( دهار ). شکسته و از هم پاشیده و ریزه ریزه شده از هر چیز. قوله تعالی : ائذا کنا عظاماً و رفاتاً. ( قرآن 98/17، 49 ). ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ریزه استخوان. رمیم. استخوان ریزه ریزه. ( یادداشت مؤلف ). استخوان ریزیده. ( ترجمان القرآن جرجانی چ د...
فرهنگ عمید
شکسته شده، از هم ریخته.
فرهنگ معین
(رُ ) [ ع . ] (اِ. ) پوسیده ، شکسته .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - حطام . ۲ - از هم پاشیده شده ریزه ریزه شده . ۳ - پوسیده .