رضوی . [ رَ ض َ ] (اِخ ) میرزا محمدباقربن ابراهیم یا محمدابراهیم بن محمدباقربن محمدعلی حسینی رضوی قمی الاصل همدانی المسکن و الولادة. از بزرگان اوایل قرن سیزدهم هجری بود و شعر نیکو می گفت و رساله ای در معاد جسمانی و شرح اصول کافی از تألیفات اوست . وی در 18 صفر 1218 هَ . ق . در همدان درگذشت و جنازه اش را در قم به خاک سپردند. ظاهراً برادرزاده ٔ سید صدر قمی شارح وافیه است . (از ریحانة الادب ج 2)....
فرهنگ عمید
۱. مربوط به امام رضا: آستان رضوی. ۲. از نسل امام رضا: سادات رضوی. ۳. (اسم ) (موسیقی ) گوشه ای در دستگاه شور.
فرهنگ معین
(رَ یا رِ ضَ ) [ ع . ] ۱ - (ص نسب . ) منسوب به امام رضا(ع ). ۲ - (اِمر. ) یکی از گوشه های شور (موسیقی ).
فرهنگ فارسی
سادات رضوی ( صفت ) مرد خشنود جمع ارضیائ . میرزا محمد باقر بن ابراهیم یا محمد ابراهیم بن محمد باقر بن محمد علی حسینی رضوی قمی الاصل همدانی المسکن و الوالده از بزرگان اوایل قرن سیزدهم بود و شعر نیکو می گفت
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] رضوی (ابهام زدایی). رضوی ممکن است در معانی ذیل یا اسم برای اشخاص ذیل باشد: • کوه رضوی، بنا به قولی، محل زندگی امام مهدی (علیه السّلام) در دوران غیبت• سید حسن رضوی قمی ، فرزند سیدعزیزالله، عالم، فقیه و ادیب امامی است که در سال ۱۲۸۳ ق• سید محمدباقر رضوی کشمیری، فرزند عالم جلیل سیدابوالحسن و از احفاد سیدحسین قمی صاحب مزار معروف در کشمیر• سید مرتضی رضوی کشمیری، فرزند سید مهدی شاه، فرزند س...