رضایت. [ رِ ی َ ] ( از ع ، اِمص ) خشنودی و پسندیدگی و میل. ( ناظم الاطباء ). رضایة. خشنودی. ( یادداشت مؤلف ) ( لغات فرهنگستان ) ( فرهنگ فارسی معین ). از مصادر مجعول است که بجای رضا و رضوان استعمال می شود و اگر هم در لغت عربی موجود بود می بایست رضاوت باشد زیرا ماده کلمه واوی است و برای قلب «ا» به «ی » سبب و مجوزی نیست. ( از نشریه دانشکده ادبیات تبریز سال 1 شماره 5 ). || قبول. رضامندی. ( از فرهنگ ف...
فرهنگ عمید
خشنودی.
فرهنگ معین
(رِ یَ ) [ ع . ] (اِمص . )۱ - قبول ، رضامندی . ۲ - خوشحالی ، خشنودی . ۳ - رخصت ، اجازه .
فرهنگ فارسی
موافقت بیمار، یا در شرایط خاص بستگان او، با تصمیمات و مداخلات پزشکی پیشنهادی، با آگاه شدن از میزان اثربخشی و عوارض احتمالی این مداخلات پس از آگاهی از وضعیت سلامت بیمار
رضا ( اسم ) ۱ - قبول رضامندی . ۲ - خوشحالی خشنودی . ۳ - اجازت رخصت. توضیح : [[ رضایت ]] در عربی نیامده و مجعول است از [[ رضا ]] و [[ رضوان ]] .
دانشنامه عمومی
رضایت ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:رضایت (ترانه لورا برانیگن)رضایت (فیلم)wiki: مایکل دی لورنزو و استیو کروپر ایفای نقش کرده اند.۱۲ فوریه ۱۹۸۸ (۱۹۸۸-02-۱۲)wiki: رضایت (فیلم)...
{consent} [مدیریت سلامت] موافقت بیمار، یا در شرایط خاص بستگان او، با تصمیمات و مداخلات پزشکی پیشنهادی، با آگاه شدن از میزان اثربخشی و عوارض احتمالی این مداخلات پس از آگاهی از وضعیت سلامت بیمار