رش . [ رَ ] (کردی ، ص ) در کردی به معنی سیاه است . و صفت سیاه در کردی حاکی از احترام است و در اول اسماء اعلام آید تعظیم را. (یادداشت مؤلف ).
جامۀ ابریشمی.
۱. اندکاندک و ریزهریزه آمدن باران.
۲. پاشیدن.
۳. (اسم) قطره.
= اَرَش: ◻︎ رش و سنگ کم و ترازوی کژ / همه تدبیر مرد غدار است (ناصرخسرو: ۲۸۵).
= رشن: ◻︎ درآمد در آن خانهٴ چون بهشت / به روز رش از ماه اردیبهشت (عنصری: ۳۵۲).
(رَ) (اِ.) نک ریش .
(رُ) (اِ.) چشم غره ، نگاه خشمگین .
( ~.) (اِ.) نوعی جامة ابریشمین گرانبها.
(رَ) (اِ.) 1 - پشته ، تپه . 2 - زمین پشته پشته .
(رَ) [ په . ] (اِخ .) نام روز هجدهم از هر ماه شمسی .
( ~.) (اِ.) 1 - بازو. 2 - واحد طول ، از نوک انگشت میانه تا آرنج .
(رَ شّ) [ ع . ] (مص ل .) 1 - آب پاشیدن . 2 - آب زدن به متاع برای سنگین شدن آن .
دفعه، بار یک رش دیگر:یک بار دیگر، دفعه بعد
گاو سیاه رنگ
رنگ قهوه ای روشن
۱به حرکت در آمدن – راه افتاده ۲اصطلاحی در بازی های کتولی ...
زخمی که عفونت و چرک آن جاری شود – زخم عفونیعضو زخمی و ناسور ...
۱مایع غلیظ – مایعی که با برخی مواد و املاح مخلوط شده و غلیظ ...