رسیدن . [ رِ دَ ] (مص ) رشتن و ریسیدن . (ناظم الاطباء). مخفف ریسیدن . رجوع به ریسیدن و رشتن شود.
تکیه ای: berasi
طاری: rassây(mun)
طامه ای: rassâɂan
طرقی: rassâymun
کشه ای: rassâymun
نطنزی: rassâɂan
وقوع
آمدن، واردشدن
اتصال، نیل، وصول
پختن، کاملشدن، نضج
فرصت کردن، مجالیافتن
سرآوری کردن، مراقبت کردن، مواظبت کردن
۱. آمدن، واردشدن
۲. اتصال، نیل، وصول
۳. پختن، کاملشدن، نضج
۴. سرآوری کردن، مراقبت کردن، مواظبت کردن
۵. فرصت کردن، مجالیافتن
۶. وقوع