رستن . [ رَ ت َ ] (اِخ ) شهری است میان حماة و حمص ، از آن شهر است عیسی بن سلیم رستنی . (از منتهی الارب ). شهرکی قدیمی است در بین حماة و حمص ، این شهر در ساحل نهر میماس یعنی نهر عاصی واقع شده بود و فعلاً ویرانه است ، از آثار باقیمانده ٔ آن چنان برمی آید که وقتی شهری محتشم بوده و بالای جایگاهی بلندواقع شده و مشرف بر عاصی است . (از معجم البلدان ).
رهیدن؛ رها شدن؛ رهایی یافتن؛ نجات یافتن.
۱. سبز شدن و سر از خاک در آوردن گیاه؛ روییدن.
۲. [مجاز] به وجود آمدن؛ پدید آمدن.
(رَ تَ) (مص ل .) نجات یافتن ، رها شدن .
(رُ تَ) [ په . ] (مص ل .) روییدن ، نمو کردن .
رشد کردن، روییدن، نمو کردن
خلاصییافتن، رهایی، رهایییافتن، رهیدن، نجات