کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : رستاق حرف
تلفظ بین المللی :
/rastˈɑq1 hˈarf/
تلفظ :
[Rast'Aq1 h'aRf]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
رستاق
رستاق اسکندر
رستاق الرستاق
رستاق انار
رستاق زارچ
رستاق اسیاب
زانوس رستاق
سدن رستاق
قهاب رستاق
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
رستاق حرف. [ رُ ق ِ ح َ ] ( اِخ ) نام روستایی است در انبار.( یادداشت مؤلف ). رجوع به ماده حرف و انبار شود.
فرهنگ فارسی
نام روستایی است در انبار
کلمات مرتبط
رستاق
رستاق اسکندر
رستاق الرستاق
رستاق انار
رستاق زارچ
رستاق اسیاب
زانوس رستاق
سدن رستاق
قهاب رستاق
نظرات