رز. [ رُ ] (ع اِ) برنج . اَرُزّ. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به رُزّ و اَرُزّ شود.
رز. [ رُ ] (فرانسوی ، اِ) گُل سرخ . گُل محمدی . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به دو کلمه ٔ بالا شود.
مصیبت بزرگ.
۱. (زیستشناسی) انگور.
۲. باغ.
۳. باغ انگور.
۴. [مجاز] شراب.
۵. (بن مضارعِ رزیدن) = رزیدن
۶. رنگکننده؛ رزنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): رنگرز.
( ~.) (اِ.) زهر هلاهل .
(رُ) [ فر. ] (اِ.) گل سرخ .
(رَ) (اِ.) 1 - درخت انگور. 2 - انگور.
درخت انگور
۱ریز ۲دره ۳پرت گاه
عملی در بافتن ریسمان
صخره ایی که سنگ های آن ریزش کند
انگور، تاک، مو