ردی . [ رَ ] (ع ص ) رَد. رجل رَد؛ مرد هالک . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
ردی . [ رَ دا ] (ع اِ) ج ِ رَداة. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به رَداة شود.
بالاپوش.
بد؛ تباه؛ فاسد.
(رَ) [ ع . رداء ] (اِ.) بالاپوش .
(رَ دا) [ ع . ] (اِمص .) هلاک ، تباهی .
تباه
هالک
بد، سیئه
۱. بد، سیئه
۲. تباه
۳. هالک
تباه