رحم کردن. [ رَ ک َ دَ ]( مص مرکب ) یا رحم کردن بر کسی. بطور غمخواری و نرمدلی مهربانی کردن. ( ناظم الاطباء ). رحمت آوردن. رحمت نمودن. رحم آوردن. عطوفت و نرمدلی نمودن : یارب بیافریدی رویی بدین مثال خود رحم کن بر امت و از راه شان مکیب.شهید بلخی.گر آیی و این حال عاشق ببینی کنی رحم و در وقت زی وی گرایی.زینبی.از من بردی تو دزد بی رحمت دزدان نکنند رحم بر راهی.ناصرخسرو.رحم کن رحم نظر بازمگیرلطف کن لطف خبر...