رجیم. [ رَ ] ( ع ص )رانده شده. ( ناظم الاطباء ) ( غیاث اللغات ) ( از منتهی الارب ). رانده. ( ترجمان ترتیب عادل ص 2 ) ( دهار ). رانده از درگاه خدای تعالی. ( مهذب الاسماء ) رانده. مردود. مرجوم. شوم. مشئوم. مشئومه. میشوم. میشومه. ملعون. ملعونه. لعین. لعینة. گجسته. گجستک. ( یادداشت مؤلف ).- دیو رجیم ؛ شیطان رانده درگاه خدا. ابلیس ملعون : ز آسمان هنر درآمد جم باز شد لوک و لنگ دیو رجیم.بوحنیفه اسکافی (...
فرهنگ عمید
۱. سنگسارشده. ۲. رانده شده. ۳. نفرین شده، ملعون.
فرهنگ معین
(رَ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - سنگسار شده . ۲ - رانده ، مطرود. ۳ - نفرین شده .
فرهنگ فارسی
سنگسارشده، رانده شده، نفرین شده، ملعون ( صفت ) ۱ - سنگسار شده . ۲ - رانده مطرود . ۳ - نفرین شده ملعون گجسته .
مترادف و متضاد
رانده، مطرود، نفرینشده، نفرینی
cursed(صفت)
ملعون، رجیم
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی رَجِیمٌ: رجم شده و طرد شده (رجم : سنگباران کردن کسی )ریشه کلمه: رجم (۱۴ بار)«رَجِیم» از مادّه «رجم» به معنای طرد کردن است و در اصل به معنای زدن با سنگ آمده و چون لازمه آن طرد می باشد، سپس به معنای طرد کردن استعمال شده است.wikialkb: رَجِیم...