رجس . [ رَ ج ِ ] (ع اِمص ) رِجْس . پلیدی . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). گندگی . (از اقرب الموارد). رجوع به رِجْس و رَجَس شود.
رجس . [ رَ ج َ ] (ع مص ) رجاسة. کار زشت کردن . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). || پلید گردیدن . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). پلید شدن . (دهار) (تاج المصادر بیهقی ).
کفر
پلید، ناپاک، نجس
اثم، گناه، معصیت ≠ پاک، طهر
۱. اثم، گناه، معصیت
۲. کفر
۳. پلید، ناپاک، نجس ≠ پاک، طهر