رج . [ رَ ] (اِخ ) دوازدهمین جد زرتشت که در تاریخ طبری بدین صورت و در مروج الذهب بصورت «ارج » و «آرج » و در بندهشن و دینکرد و زاداسپرم بصورت «راجان » و «آئیریک » آمده است . رجوع به جدول برابر ص 69 کتاب مزدیسنا شود.
raj؛ سطر.
۱ردیف ۲دنبال هم ۳به هدف زدن
۱اثر رد ۲به ردیف – در یک مسیر – قرار گرفتن افراد یا اشیا ...
بند، رسن، ریسمان
خط، رده، ردیف، صف
۱. خط، رده، ردیف، صف
۲. بند، رسن، ریسمان