رباینده. [ رُ ی َ دَ / دِ] ( نف ) نعت فاعلی از ربودن. که برباید : چون کلاژه همه دزدند و رباینده چو خادشوم چون بوم بدآغال و چو دمنه محتال.معروفی.عدل آمد و امن آمد و رستند رعیت از پنجه گرگان رباینده غدار.فرخی.دل تیهو از چنگ طغرل بداغ رباینده باز از دل میغ ماغ.اسدی.بازی است رباینده زمانه که نیابدزو خلق رها هیچ نه مولا و نه مولا.ناصرخسرو.رباینده چرخ آنچنانش ربودکه گفتی که تا بود هرگز نبود.نظامی. || چی...
فرهنگ عمید
کسی که چیزی را از جایی می رباید.
فرهنگ معین
(رُ یَ دِ ) (ص فا. ) ۱ - جذب کننده . ۲ - دزد.
فرهنگ فارسی
فرمولدار
( اسم ) آنکه رباید .
دانشنامه عمومی
رباینده (نام علمی: Harpactor) نام یک سرده از تبار رباینده تبارها است.