رب النوع. [ رَب ْ بُن ْ ن َ ] ( ع اِ مرکب ) فرشته ای که حق تعالی برای پرورش و حفاظت هر نوع نباتات و حیوانات و جمادات مقرر فرموده چنانکه برای پرورش هر نوع ، فرشته ای علیحده است. ( آنندراج ). ج ، ارباب انواع. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). در فرهنگ لغات واصطلاحات فلسفی آمده است : اشراقیان میگویند هر نوعی از افلاک و کواکب و بسایط عنصری و مرکبات و اشباح مجردربی دارند که عقل مدبر آن نوع است و اوست غاذی و منم...
فرهنگ عمید
در باور ملت های کهن، نیرویی فراطبیعی محافظ یا مسلط بر یکی از پدیده های طبیعت، الهه.
فرهنگ معین
( ~. نُ ) [ ع . ] (اِمر. ) ۱ - خدای نوع ، خدای هر یک از انواع موجودات به عقیدة برخی ملل باستانی ، مانند خدای آب ، آتش ، زمین ... ۲ - فرشتة موکل بر هر یک از انواع موجودات . نمونة روحانی و جاودانی موجودات در عالم معنا که محافظ نوع خود در جهان مادی می باشند.
فرهنگ فارسی
۱- ( اسم ) پروردگار و خدای نوع در نظر مشرکان ( مثلا خدای آتش خدای درختان خدای آب و غیره ) ۲ - فرشته ای که از جانب حق تعالی موکل بر محافظت نوعی از انواع ( جمادات نباتات حیوانات ) است . ۳ - برای هر نوعی از انواع موجودات مادی جهان هستی فردی است عقلانی و نورانی و روحانی که حافظ نوع خود میباشد و در معرض تحولات و تغییرات و کون و فساد نیست و افراد مادی تابع و مقهور پرتوی از آنهامیباشند و آنهارا بنام اربا...