معانی کلمه : رب النوع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
در باور ملت های کهن، نیرویی فراطبیعی محافظ یا مسلط بر یکی از پدیده های طبیعت، الهه.
فرهنگ معین
( ~. نُ ) [ ع . ] (اِمر. ) ۱ - خدای نوع ، خدای هر یک از انواع موجودات به عقیدة برخی ملل باستانی ، مانند خدای آب ، آتش ، زمین ... ۲ - فرشتة موکل بر هر یک از انواع موجودات . نمونة روحانی و جاودانی موجودات در عالم معنا که محافظ نوع خود در جهان مادی می باشند.
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
الهه، بت، خداگونه، صنم
godhead (اسم)
خدا، خدایی، الوهیت، رب النوع، جوهر الوهیت
