رب . [ رِب ب ] (ع اِ) رُب ّ. جماعت کثیر یا ده هزار. (منتهی الارب ). رجوع به رباب شود.
رب . [رُب ب ] (ع مص ) نیکو گردانیدن مشک را. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از آنندراج ).
پروردگار؛ خداوند.
آب انگور، آب انار، گوجهفرنگی، یا میوۀ دیگر که آن را بجوشانند تا غلیظ شود.
(رَ بّ) [ ع . ] (اِ.) 1 - خداوند. 2 - مالک ، ارباب .
( رُ) [ ع . ] (اِ.) آب گوجه فرنگی ، انار و غیره را گرفته می جوشانند و از آن مادة غلیظ و خوش رنگی به دست می آید که برای خوش رنگ و خوشمزه شدن انواع غذاها از آن استفاده می کنند.
رب آب میوه ی جوشیده و قوام آمده
ارباب، صاحب، مالک، مخدوم
آفریدگار، الله، باریتعالی، پروردگار، خدا، مرق، یزدان
۱. آفریدگار، الله، باریتعالی، پروردگار، خدا، مرق، یزدان
۲. ارباب، صاحب، مالک، مخدوم