Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رای نهادن

تلفظ بین المللی : /rɑj nˈahˈɑdan/ تلفظ :‌ [RAj n'ah'Adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • راه نهادن
  • روی نهادن
  • راز نهادن
  • باری روی یا بر کسی گذاشتن یا نهادن
  • خار در راه نهادن
  • بر روی زمین منت نهادن
  • داغ بر روی یخ نهادن
  • رای ندادن
  • تقاضای کسی را انجام ندادن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رای نهادن. [ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) تدبیر کردن. چاره جستن. اظهار نظر کردن. بیان عقیده کردن :
چو فردا بیایی تو پاسخ دهیم
به برگشتنت رای فرخ نهیم.
فردوسی.
چه گویید و این را چه پاسخ دهید
همه یکسره رای فرخ نهید.
فردوسی.
چو این هرچه گویی تو پاسخ دهیم
بدیدار تو رای فرخ نهیم.
فردوسی.

فرهنگ فارسی

تدبیر کردن . چاره جستن

کلمات مرتبط

  • راه نهادن
  • روی نهادن
  • راز نهادن
  • باری روی یا بر کسی گذاشتن یا نهادن
  • خار در راه نهادن
  • بر روی زمین منت نهادن
  • داغ بر روی یخ نهادن
  • رای ندادن
  • تقاضای کسی را انجام ندادن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات