کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه رای-ساز | کلماتور
معانی کلمه : رای ساز
تلفظ بین المللی :
/rɑj sˈɑz/
تلفظ :
[RAj s'Az]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
رأی ساز
رأی سازی
راه ساز
رِنای پیک پیش ساز
صدا یا ساز را جفت کردن
رنای پیک پیش ساز
ساز خود را زدن یا کوک کردن
ساز راه
راه سازی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
رای ساز.
(نف مرکب ) مصلحت بین . مستشار. مصلحت اندیش . باتدبیر
:
ندید او همی مردم رای ساز
رسیدش به تدبیرسازان نیاز.
فردوسی .
رای ساز. ( نف مرکب ) مصلحت بین. مستشار. مصلحت اندیش. باتدبیر : ندید او همی مردم رای سازرسیدش به تدبیرسازان نیاز.فردوسی.رأی ساز. [ رَءْی ْ ] ( نف مرکب ) در اصطلاح انتخابات کسی ر...
فرهنگ فارسی
در اصطلاح انتخابات کسی را گویند که در کار جمع آوری نظریه های واقعی افراد تقلب کند و به دروغ و حیله بسود خود یا دیگران رای غیر واقع فراهم آورد .
کلمات مرتبط
رأی ساز
رأی سازی
راه ساز
رِنای پیک پیش ساز
صدا یا ساز را جفت کردن
رنای پیک پیش ساز
ساز خود را زدن یا کوک کردن
ساز راه
راه سازی
نظرات