کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه راهی-کردن | کلماتور
معانی کلمه : راهی کردن
تلفظ بین المللی :
/rˈɑhi kˈardan/
تلفظ :
[R'Ahi k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
رادی کردن
راضی کردن
راه اندازی کردن
راه چپ کردن
راه کردن
راه گم کردن
رای کردن
با فعالیت و کوشش راه باز کردن
از حق رای یا انتخاب محروم کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
راهی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) روانه ساختن. عازم کردن. گسیل داشتن. فرستادن. به رفتن داشتن.
- راهی کردن کسی را ؛ روانه ساختن وی. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) روانه کردن عازم کردن .
روانه ساختن . عازم کردن. گسیل داشتن .
کلمات مرتبط
رادی کردن
راضی کردن
راه اندازی کردن
راه چپ کردن
راه کردن
راه گم کردن
رای کردن
با فعالیت و کوشش راه باز کردن
از حق رای یا انتخاب محروم کردن
نظرات