Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : راه نوردیدن

تلفظ بین المللی : /rˈɑh norˈadidˌan/ تلفظ :‌ [R'Ah noR'adid,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ره نوردیدن
  • سر خود را لحظه ای کوتاه نشان دادن بقصد اعلام و ابراز ندیدنش توسط حریف
  • راه
  • راه آهن باری سنگین
  • راه آهن دندانه ای
  • راه اب
  • راه ابریشم
  • راه ابی
  • راه اختصاصی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

راه نوردیدن. [ ن َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) راه پیمودن. ( بهار عجم ). طی طریق کردن. راه سپردن. راه رفتن. راه پیمودن. ( از آنندراج ). راه پیمودن. ( ارمغان آصفی ). رفتن. ره نوردیدن. و رجوع به راه رفتن و راه پیمودن و راه نوشتن و راه پوییدن شود.

فرهنگ فارسی

راه پیمودن . طی طریق کردن . راه سپردن . راه رفتن .

کلمات مرتبط

  • ره نوردیدن
  • سر خود را لحظه ای کوتاه نشان دادن بقصد اعلام و ابراز ندیدنش توسط حریف
  • راه
  • راه آهن باری سنگین
  • راه آهن دندانه ای
  • راه اب
  • راه ابریشم
  • راه ابی
  • راه اختصاصی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات