Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : راه خواستن

تلفظ بین المللی : /rˈɑh xˈɑstan/ تلفظ :‌ [R'Ah x'Astan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رای خواستن
  • ارث پدر یا بابای خود را طلبکار بودن یا خواستن
  • خاطر کسی را خواستن
  • عذر کسی را خواستن
  • خراساتنکه رجه
  • کسی یا چیزی را توی یا در اب نمک خواباندن
  • راه
  • راه آهن باری سنگین
  • راه آهن دندانه ای
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

راه خواستن. [ خوا / خا ت َ ] ( مص مرکب ) اجازه عبور خواستن چنانکه سپاهیان بیگانه از ملکی. ( یادداشت مؤلف ). طالب طریق شدن گذر راه. || اجازه خواستن :
پیش آن لب چون شکر راه سخن میخواستم
بوسه واری جا در آن کنج دهن میخواستم.
حافظ ( از بهار عجم ).

فرهنگ فارسی

اجاز. عبور خواستن چنانکه سپاهیان بیگانه از ملکی . یا اجازه خواستن .

کلمات مرتبط

  • رای خواستن
  • ارث پدر یا بابای خود را طلبکار بودن یا خواستن
  • خاطر کسی را خواستن
  • عذر کسی را خواستن
  • خراساتنکه رجه
  • کسی یا چیزی را توی یا در اب نمک خواباندن
  • راه
  • راه آهن باری سنگین
  • راه آهن دندانه ای
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات