معانی کلمه : رانون
لغت نامه دهخدا
رانون. ( اِخ ) رانوناء. وادی و رودباری است و سیل آن به وادی بطحان میریزد. ( منتهی الارب ). و رجوع به رانوناء شود.
گویش مازنی
نان روغنی که به عنوان ره توشه ی مسافرین مورد استفاده قرار ...
/raa noon/ نان روغنی که به عنوان ره توشه ی مسافرین مورد استفاده قرار گیرد
