رانش. [ ن ِ ] ( اِمص ) اسم مصدر از راندن. طرد. دفع. راندگی. رد. ( ناظم الاطباء ). راندن و دور کردن. ( برهان ) ( آنندراج ). || رحلت و انتقال. ( ناظم الاطباء ). || سلب مقابل ایجاب. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). || معزولی. || نفی. ( ناظم الاطباء ). || اسهال. ( این کلمه بصورت رونش در تداول عوام باقی مانده است در معنی اسهال ). ( یادداشت مؤلف ).- شربت رانش ؛ مسهل : امتحان را کارفرمای ای کی...
فرهنگ عمید
۱. حرکت، جابه جا شدن: رانش زمین. ۲. (فیزیک ) دفع کردن دو چیز یکدیگر را. ۳. (پزشکی ) اسهال.
فرهنگ معین
(نِ ) (اِمص . ) ۱ - راندن . ۲ - حرکت ، جابجایی .
فرهنگ فارسی
تخلیۀ منی از اندامهای داخلی تناسلی به سمت مجرای پیشابراه
راندن ( اسم ) ۱ - راندن دور کردن . ۲ - شکم روش اسهال .
دانشنامه عمومی
رانش یا تراست (Thrust) نیرویی واکنشی است، که جسم را در جهت مخالف به حرکت درمی آورد، هنگامی که یک سامانه جرمی از یک سو رها ساخته می شود یا به بیرون فشرده می شود. گاه برای این مفهوم واژه پیشرانش هم بکار می رود. پیشرانش، رانش رو به جلو و پسرانش، رانش رو به عقب است. رانش هواپیما را در هوا به جلو می برد. رانش برای مقابله با نیروی اصطکاک در هواپیما یا نیروی وزن در راکت استفاده می شود. این نیرو در هواپیم...
مترادف و متضاد
run(اسم)
حدود، محوطه، ترتیب، رانش، سلسله، ردیف، رد پا، تک، امتداد، سفر و گردش
buoyancy(اسم)
شناوری، رانش، خاصیت شناوری، شادابی روح، خوش طبعی
واژه نامه بختیاریکا
شُکه
فرهنگستان زبان و ادب
{emission} [علوم سلامت] تخلیۀ منی از اندام های داخلی تناسلی به سمت مجرای پیشاب راه {repulsion} [فیزیک] هر نیرو که به افزایش فاصلۀ بین دو جسم منجر شود
متـ . دافعه {thrust} [حمل ونقل هوایی] نیروی آئرودینامیکی ملخ یا موتور جت که هواگَرد را به پیش می راند