کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه رانج | کلماتور
معانی کلمه : رانج
تلفظ بین المللی :
/rˈɑnedʒ/
تلفظ :
[R'AnedZ]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
رانجو
رانجیت سینگ
رانجه
ای ان اس رانجیت
باشگاه فوتبال استافورد رانجرز
باشگاه فوتبال کونکورد رانجرز
باشگاه فوتبال سوهام تاون رانجرز
پند رانجها
دهول رانجها
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
رانج. [ ن ِ ] ( ع اِ ) خرماییست سیاه ، نرم و تابان. ( ازاقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ). خرمای املس. ( یادداشت مؤلف ). یکنوع خرمایی تابان سیاه. ( ناظم الاطباء ) . || جوز هندی. ( از اقرب الموارد ). جوز هندی ؛ یعنی چارمغز که بهندی اخروت است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). نارگیل است که آنرا جوز هندی گویند. ( برهان ). جوز هندی که نارجیل نامند. ( رشیدی ). نارگیل. ( داود ضریر انطاکی ص 1...
فرهنگ فارسی
( اسم ) نارگیل نارجیل .
خرماییست سیاه نرم و تابان یا جوز هندی . نارگیل است که آنرا جوز هندی گویند .
کلمات مرتبط
رانجو
رانجیت سینگ
رانجه
ای ان اس رانجیت
باشگاه فوتبال استافورد رانجرز
باشگاه فوتبال کونکورد رانجرز
باشگاه فوتبال سوهام تاون رانجرز
پند رانجها
دهول رانجها
نظرات