راق راق. ( اِ مرکب ) بازیی است که اطفال کنند و آن چنان باشد که اطفال همگی یک صف بندند مانند صف جماعت ، و دوش بدوش ایستند که فاصله نداشته باشند و هر دو دست را از عقب انگشتها بهم گذارند و کاسه مانند گیرند، یکی از ایشان که بزرگ و سالار است انگشتری یا ریگی یا چیز کوچکی دیگر در دست گیرد و در مشت هرکدام گذارد و بردارد و مدام راق راق گوید و از یک سر صف گیردتا آخر و باز گردد و همچنان چیزی را که در دست دار...
فرهنگ فارسی
بازیی است که اطفال کنند و آن چنان باشد که اطفال همگی یک صف بندند مانند صف جماعت و دوش بدوش ایستند که فاصله نداشته باشند و هر دو دست را از عقب انگشتها به هم گذارند و کاسه مانند گیرند یکی از ایشان که بزرگ و سالار است انگشتری باریکی یا چیز کوچکی دیگر در دست گیرد و در مشت هر کدام گذارد و بردارد و مدام راق راق گوید و از یک سر صف بگیرد و تا آخر باز گردد و همچنان چیزی را که در دست دارد بدست ایشان گذارد و...