راغب . [ غ ِ ] (اِخ ) ادریس بک . (معجم المطبوعات ). رجوع به ادریس بک در همین لغت نامه شود.
راغب . [ غ ِ ] (اِخ ) میخائیل . اوراست : العزوبة و الزواج . (از معجم المطبوعات ج 1).
(تلفظ: rāqeb) (عربی) دارای میل و رغبت به چیزی یا کسی ، مایل ، خواهان ؛ (در اعلام) راغب اصفهانی از ادبا و علمای بزرگ اصفهان (قرن چهارم و پنجم هجری قمری) .
آرزومند، خواستار، خواهان، داوطلب، شایق، مایل، مشتاق ≠ بیزار