راش . (ع اِ) پر مرغ . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || مرغی که پر درآورده . (از اقرب الموارد).
۱. انبار غله.
۲. خرمن غلۀ پاکشده.
درختی جنگلی با برگهای ضخیم و گلهای خوشهای که چوب آن در صنعت کاربرد دارد؛ آلاش؛ الاش؛ آلوش؛ آلش؛ چهلر؛ چلر؛ مرس؛ قزلآغاجغ؛ قزلگز.
سردهای از راشیانِ خزاندار با گلهای تکجنسی و گلآذین دُمگربهای (catkin)
گاو سیاه رنگ