رازی شوشتری. [ ی ِ ت َ ] ( اِخ ) از آن شهر تا غایت شاعری بهتر ازاو پیدا نشده طبعش به غزل راغب بود و بدین واسطه به احکام و اکابر مصاحبت مینمود. این ابیات از اوست :سوختم از غم و هیچت نظری با ما نیست آه ازین درد که مردیم و ترا پروا نیست چند چند این همه هنگامه بخون ریختنم گر تو سر میطلبی حاجت این غوغا نیست آنقدر زار بگریم که چو یعقوب شوم ای عزیزان چکنم یوسف من پیدا نیست ای مصور تو به آن صورت با معنی ب...
فرهنگ فارسی
از آن شهر تا غایت شاعری بهتر از او پیدا نشده طبعش بغزل راغب بود و بدین واسطه باحکام و اکابر مصاحبت مینمود .