معانی کلمه : راده
لغت نامه دهخدا
رادة. [ رادْ دَ ] (ع اِ) چوبی است در مقدم گردون که به پهنا بسته میشود میان دو چوب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || فایده ؛ گفته میشود: هذا الامر لا رادة فیه ؛ ای لا فائدة. (منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
فایده، سود، نفع، علامت رسیدگی بالای ارقام وکلمات
باصطلاح کتابت علامت و یاعددی که بر بالای سطری گذارند تا دلالت کند و نشان دهد کلام محذوف و از تو افتاده ای را که در حاشیه نوشته اند .
باصطلاح کتابت علامت و یاعددی که بر بالای سطری گذارند تا دلالت کند و نشان دهد کلام محذوف و از تو افتاده ای را که در حاشیه نوشته اند .
دانشنامه عمومی
راده (نوی وولمشتورف). راده (به آلمانی: Rade) یک منطقهٔ مسکونی در آلمان است که در نوی وولمشتورف واقع شده است. راده ۷۶۳ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای آلمان
فهرست شهرهای آلمان
wiki: راده (نوی وولمشتورف)
