معانی کلمه : راجه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
عنوان احترام آمیز هریک از حاکمان، فرمانروایان، امرا، و سرکردگان هند.
فرهنگ معین
(جِ ) (اِ. ) عنوانی برای حاکم یا فرمانروا در هندوستان .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
راجا، راج، رای، لقب یاعنوان حاکم وفرمانروا
( اسم ) حاکم هند پادشاه هندوستان .
معروف بمیرزا راجه از بزرگان راجه های هند بود او خال شهاب الدین محمد شاه جهان که شاهجهان آباد بدو منسوب است میباشد .
( اسم ) حاکم هند پادشاه هندوستان .
معروف بمیرزا راجه از بزرگان راجه های هند بود او خال شهاب الدین محمد شاه جهان که شاهجهان آباد بدو منسوب است میباشد .
دانشنامه عمومی
دسته، گروه، مورد استفاده برای تقسیم بندی
