معانی کلمه : ذکی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
زیرک، تیزهوش، هوشیار.
فرهنگ معین
(ذَ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - زیرک ، هوشیار. ۲ - تند - بوی .
فرهنگ فارسی
مردزیرک، تیزهوش، هوشیار
( صفت ) ۱ - مرد تیز خاطر زیرک تیز طبع هوشیار . جمع اذکیائ . ۲ - تیز بوی تند بوی .
( صفت ) ۱ - مرد تیز خاطر زیرک تیز طبع هوشیار . جمع اذکیائ . ۲ - تیز بوی تند بوی .
مترادف و متضاد
زیرک، عاقل، هوشمند، هوشیار، ≠ سفیه
