Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ذکی

تلفظ بین المللی : /zˈaki/ تلفظ :‌ [z'aki]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • ذکی بیگ سفلی
  • ذکی بیگ علیا
  • ذکی زورلو
  • ذکی علمداری
  • صبغت الله ذکی
  • عبدالطالب ذکی
  • فیض الله ذکی
  • قدرت الله ذکی
  • نظیفه ذکی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

ذکی. [ ذَ کی ی ] ( ع ص ) مرد تیزخاطر. دل تیز.( مهذب الاسماء ). تیزدل. زیرک. ( دهار ). تیزطبع. ( غیاث اللغات ). المعی . هوشیار. هوشمند. تیزهوش. زودیاب. تیزیاب. تیزویر. ج ، اذکیاء. مقابل بلید : والا وجیه دین که سپهدار شرق و چین فخر آرد از تو نائب فرزانه ذکی.سوزنی.این چنین کس گر ذکی مطلق است چونش این تمییز نبود احمق است.مولوی.|| تیزبوی. تندبوی. بلندبوی. ( منتهی الارب ). مسک ذکی ؛ مشک تیزبوی. || مذبوح...

فرهنگ عمید

زیرک، تیزهوش، هوشیار.

فرهنگ معین

(ذَ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - زیرک ، هوشیار. ۲ - تند - بوی .

فرهنگ فارسی

مردزیرک، تیزهوش، هوشیار
( صفت ) ۱ - مرد تیز خاطر زیرک تیز طبع هوشیار . جمع اذکیائ . ۲ - تیز بوی تند بوی .

مترادف و متضاد

زیرک، عاقل، هوشمند، هوشیار، ≠ سفیه


کلمات مرتبط

  • ذکی بیگ سفلی
  • ذکی بیگ علیا
  • ذکی زورلو
  • ذکی علمداری
  • صبغت الله ذکی
  • عبدالطالب ذکی
  • فیض الله ذکی
  • قدرت الله ذکی
  • نظیفه ذکی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات