کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ذوب-شدن | کلماتور
معانی کلمه : ذوب شدن
تلفظ بین المللی :
/zˈoːb ʃˈodan/
تلفظ :
[z'o:b S'odan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
ذوب شدن سوخت هسته ای
بی ذوق شدن
ذوق زده شدن
ذوب
ذوب بخشی
ذوب جزء به جزء
ذوب ضربه ای
ذوب قوسی
ذوب پذیری
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
واژه نامه بختیاریکا
مترادف و متضاد
fuse
(فعل)
امیختن، مخلوط کردن، گداختن، ترکیب کردن یا شدن، فتیله گذاشتن در، فیوزدارکردن، ذوب شدن
fuze
(فعل)
امیختن، مخلوط کردن، گداختن، ترکیب کردن یا شدن، فتیله گذاشتن در، فیوزدارکردن، ذوب شدن
فرهنگ فارسی ساره
گداختن، آب شدن
واژه نامه بختیاریکا
پِزَوهِستِن؛ تَوِستِن؛ تُهرِستِن؛ تهِستِن؛ تکستن؛ چیرستن
کلمات مرتبط
ذوب شدن سوخت هسته ای
بی ذوق شدن
ذوق زده شدن
ذوب
ذوب بخشی
ذوب جزء به جزء
ذوب ضربه ای
ذوب قوسی
ذوب پذیری
نظرات