ذهن . [ ذِ ] (ع اِ) فهم . دانست . عقل . دریافت . (منتهی الارب ). هوش . (قاضیخان بدر محمد دهار). خرد. زیرکی . فهم . (منتهی الارب ). تیزی خاطر. (منتهی الارب ). یاد و هوش . قوت درک . قوه ٔ مستعده ٔ اکتساب حدود و آراء. فهمیدگی . (غیاث ). قدرت مدرکه . (غیاث ). زکن . (زوزنی ). ذکاء.یاد. حفظ. یادداشتن . یادداشت قلب...
فرهنگ عمید
۱. فهم، دریافت. ۲. یاد. ۳. قوۀ باطنی که مطالب را به یاد نگه می دارد، هوش.
فرهنگ معین
(ذِ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - فهم ، دریافت . ۲ - حافظه ، یاد. ۳ - هوش ، خرد. ج . اذهان . ۴ - باطن ، درون .
فرهنگ فارسی
فهم، دریافت، یاد، هوش، اذهان جمع ( اسم ) ۱ - فهم دریافت . ۲ - هوش خرد . توضیح : یکی از قوای نفس است یا قوتی است متعلق بنفس ناطقه یا قوت نفس است که معد برای اکتساب علومی است که حاصل نباشد برای ( نفس ) . ۳ - حفظ یاد جمع اذهان .
دانشنامه عمومی
ذهن ( که نباید با مغز اشتباه گرفته شود) ، مجموعه ای از توانایی های فکری است که شامل هوشیاری، تصورات ، ادراک، تفکر، قضاوت ، زبان و حافظه میشود و ومعمولا ان را وجود توانایی هوشیاربودن و اندیشه تعریف میکنند. ذهن دربرگیرنده قدرت تصور، تشخیص و قدردانی است و مسئولیت پردازش احساسات و عواطف را برعهده دارد که منجر به عملکرد و نوع رفتار افراد میشود.فلسفه ذهنعلوم شناختیزبان شناسی شناختیزبان شناسی رایانه ایهو...
مترادف و متضاد
قلب
استعداد
خرد، هوش
درک، فهم
خاطر، ضمیر، فکر
۱. خرد، هوش ۲. درک، فهم ۳. استعداد ۴. خاطر، ضمیر، فکر ۵. قلب ۶. مغز
[ویکی فقه] در لغت به معنی فهم و عقل است.در اصطلاح فیلسوفان قدیم قوهای است نفسانی که اکتساب علوم تصوری و تصدیقی را ممکن می سازد. و یا قوهای است نفسانی که تمیز بین امور خوب و بد یا درست و نادرست را ممکن میسازد یا قوهای است که اکتساب تصورات و تصدیقات را مهیا میکند.مقصود از ذهن مطلقا قوه مدرکه است خواه منظور از آن خود نفس انسانی باشد، خواه یکی از قوای نفس منظور باشد. ← معنای ذهن در فلسفه جدیدخاتمی...