ذنب . [ ذَمْب ْ ] (ع مص ) سپس کسی رفتن و ملازم او شدن و او را نگذاشتن .
۱. دنب؛ دم.
۲. دنبال؛ دنباله.
جرم؛ گناه؛ کار ناروا.
〈 ذنب لایغفر: [قدیمی] گناه نابخشودنی.
(ذَ) [ ع . ] (اِ.) گناه ، خطا.
(ذَ ن َ ) [ ع . ] (اِ.) د م ، د نبال . ج . اذناب .
اثم، تقصیر، خطا، گناه، معصیت، ≠ ثواب