ذنابة.[ ذِ ب َ ] (اِخ ) نام موضعی است و گفته اند به یمن .
ذنابة. [ ذُ ب َ ] (اِخ ) جایگاهی است در بطایح میان واسط و بصرة. || موضعی است به یمن .
ذنابة.[ ذِ ب َ ] (ع اِ) آبراهه در پستی . راه گذر آب در نشیب . (مهذب الاسماء). || نهری که از مرغزار بجانب دیگر رود. || میانه ٔ راه یا عام است . || خویشی . قرابت . || زهدان ....
فرهنگ عمید
۱. پیرو، دنباله، دنبالۀ چیزی، پایان چیزی. ۲. جایی از وادی که مسیل به آن منتهی شود.
فرهنگ معین
(ذُ بَ یا بِ ) [ ع . ذنابة ] (اِ. ) ۱ - پایان هر چیزی . ۲ - دنبال چیزی . ۳ - خلاصه .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - پایان هر چیز . ۲ - دنبایه چیزی . ۳ - جای منتهای سیل وادی . ۴ - خلاصه .