ذمة. [ ذَ م َ ] (ع مص ) (شاید معرب از دمه ٔ فارسی ) سخت شدن گرما. سخت شدن گرما بر مرد.
ذمه. [ ذَ م َه ْ ] ( ع مص ) دمه. ذَمِه َ الحَرﱡ؛ سخت شد گرما. || ذَمِه الرّجل بالحرّ؛ سخت شد گرما بر مرد.
ذمة. [ ذَم ْ م َ ] (ع ص ، اِ) بئرٌ ذَمَّة؛ چاه اندک آب . (مهذب الاسماء). چاه کم آب . || چاه بسیارآب . چاه پرآب . (از اضداد است ). ج ، ذِ...
فرهنگ عمید
۱. عهد، ضمان، پیمان. ۲. (اسم مصدر ) [قدیمی] بر عهده گرفتن، تعهد داشتن.
فرهنگ معین
(ذِ مِّ ) [ ع . ذمة ] (اِ. ) ۱ - کفالت ، ضمانت . ۲ - عهد، پیمان . ، اهل ~ اهل کتاب از زرتشتیان ، یهودیان و ترسایان که در سرزمین مسلمان زندگی کنند (با شروط ذمه ).
فرهنگ فارسی
امان، عهدوپیمان، زینهار، ذمم جمع ۱ - ( اسم ) کفایت ضمانت . ۲ - نتیجه ای که از تعهد حاصل شود . ۳ - ( اسم ) عهد پیمان ضمان زینهار یا اهل ذمه اهل کتاب از زردشتیان جهودان و ترسایان که در سرزمین مسلمانان زندگی کنند ( با شروط ذمه ) . سخت شدن گرما .
دانشنامه عمومی
ذمه می تواند به موارد زیر اشاره کند:ذمی یا اهل ذمهذمه (اشنویه)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اشنویه در استان آذربایجان غربی ایرانذمه (نیشابور)، روستایی از توابع بخش میان جلگه شهرستان نیشابور در استان خراسان رضوی ایرانقنات ذمه، سبزوارwiki: ایران است.این روستا در دهستان اشنویه شمالی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۳۵ نفر (۵۲خانوار) بوده است.wiki: دهستان بلهرات...
[ویکی فقه] ذمّه از ماده «ذَمَمَ» به معنی عهد، کفالت، امان، حرمت، حق و ضمان می باشد.در اصطلاح، اهل ذمه به کافران اهل کتابی می گویند که با مسلمانان عهد و پیمان بسته اند تا در کشور اسلامی و در پناه دولت اسلام در امان باشند و در مقابل، شرایطی را که دولت اسلامی برای آنها تعیین می کند، بپذیرند. wikifeqh: ذمه[ویکی الکتاب] معنی ذِمَّةً: عهد وپیمان (دراصل از ذِمام و ذمّ به معنی توبیخ و مذمتی است که متوجه ا...