ذلت. [ ذِل ْ ل َ ] ( ع مص ) ذُل . ذُلالَة. مذلت. ذَلالَت. خوار شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). موهون گردیدن. خواری. ( نطنزی ). هوان. حقارت. مهانت. زبونی. مقابل ، عزّت. ارج ، ارجمندی : تعزّ من تشاء و تذل من تشاء. ( قرآن 26/2 ).
ذلة. [ ذِل ْ ل َ / ذُل ْ ل َ ] ( ع مص ) رجوع به ذلت شود.