کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ذغالدان | کلماتور
معانی کلمه : ذغالدان
تلفظ بین المللی :
/zaq1ˈɑldɑn/
تلفظ :
[zaq1'AldAn]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
ذغالدانی
ذألان
زغالدان
ذوالانوار کاظم
ذغالاب
ذوالانف
ذوالانیاب
ذوالبان
اندیس ذغالسنگ لسبو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
ذغالدان. [ ذُ ] ( اِ مرکب ) ظرفی غالباً از تُنُکه آهن که بدان از انبار ذغال برای منقل و اجاق و بخاری آرند. || انبار ذغال. || جائی کوچک و تنگ.
فرهنگ فارسی
ظرفی غالبا از تنگه آهن که بدان از انبار ذغال برای منقل و اجاق و بخاری آرند.
مترادف و متضاد
hod
(اسم)
ناوه، سطل ذغالی، ذغالدان
کلمات مرتبط
ذغالدانی
ذألان
زغالدان
ذوالانوار کاظم
ذغالاب
ذوالانف
ذوالانیاب
ذوالبان
اندیس ذغالسنگ لسبو
نظرات